تبلیغات
امام جعفر صادق علیه السلام - روش شناسی مطالعات روانشناسی در مکتب علمی امام صادق (ع)
 
امام جعفر صادق علیه السلام
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : رحمان نجفی
مطالب اخیر
نویسندگان
نظرسنجی
بیشترین علاقمندی شما در این وبسایت؟








نویسنده: محمد حسین توانایی

مقدمه

روانشناسی که بر اساس نظر روان شناسان به مطالعه ی علمی رفتار جانداران از جمله انسان می پردازد، روش مطالعات و تحقیقات خود را بر پایه ی « مشاهده و آزمایش » قرار می دهد(1).
روش مشاهده و آزمایش غالباً به تجزیه و تخلیل رفتارهای محسوس می پردازد. در روانشناسی علی رغم عنوان آن، به مسئله روح و روان چندان توجهی نمی شود، زیرا با روش مطالعاتی این علم، قابل اندازه گیری و مشاهده نیست. بنابراین بسیاری از آثار آن در رفتار های فردی و اجتماعی نادیده گرفته می شود. اما در مطالعات روانشناسی اسلامی به ویژه بر اساس تعالیم امام صادق ( علیه السلام ) که برگرفته از وحی و با الهام از آیات نورانی قرآن کریم و سیره رسول خدا ( صل الله علیه و آله و سلم ) و عترت او است، روش مطالعات روانشناسی، روشی جامع است، که به همه ابعاد انسان نظر دارد. انسان در مکتب سعادت بخش امام صادق ( علیه السلام ) از جهات گوناگون جسمی، روحی، شناختی، عاطفی و رفتاری و ابعاد فردی و اجتماعی و با نگاه به زندگی دنیوی و اخروی مورد مطالعه ی جامع قرار می گیرد. روانشناسی یعنی مطالعه علمی رفتار و فرآیندهای روانی ( اتکینسون، 1371، ج1، ص 35 ) از تعریف یاد شده، پیداست که روانشناسی، هم به مطالعه عینی رفتار قابل مشاهده توجه دارد و هم به فهم و درک فرآیندهای ذهنی که مستقیماً قابل مشاهده نبوده ولی بر اساس داده های رفتاری قابل استنباط است. بر این اساس روش های پژوهش در روانشناسی بیشتر بر پایه ی مشاهده، آزمایش، زمینه یابی، آزمون ها و شرح حال نگاری استوار می باشد. ( اتکینسون، 1371، ج1، صص 48-42 ) تعریف یاد شده همچنین به این مطلب اشاره دارد که در روانشناسی بر خلاف نام آن، از روح و روان سخنی به میان نمی آید زیرا قابل مشاهده و اندازه گیری نیست.
در این مطالعه به مسائل روح و روان آن گونه که مورد نظر قدما و فلاسفه بوده توجهی نمی شود و چه بهتر بود که در ازای واژه روانشناسی، کلمه رفتار شناسی برای این دانش به کار می رفت تا هیچ گونه ابهامی در موضوع باقی نماند، ضمناً واژه ای مانند روانشناسی همواره حاوی کیفیات و حالات ماوراء طبیعت و آن چه سابقاً علم النفس می نامیدند، می باشد و از این جهت نمی توان در راه اثبات مبادی علمی آن کوشش لازم را به عمل آورد، با این وجود تا زمانی که کلمه ی سایکولوژی رایج می باشد، لاجرم مجبور به حفظ و رعایت واژه مشابه فارسی آن یعنی روانشناسی هستیم. ( ارفع، 1384، صص 8-7 )
برخی مؤلفین کتب روانشناسی اعتقاد به روح را یک امر صرفاً باستانی و تاریخی می دانند. زمانی که بشر قدرت تفکر منطقی پیدا کرد، به منظور شناخت خود و کیفیت زندگی خود به فعالیت پرداخت ولی از آن جا که دانش او محدود بوده، توصیف وابستگی حوادث و رویدادها را در قالب عوامل و علل مرموز و ماوراء طبیعت توجیه نمود. مثلاً تصور می کرد خدایان فعالیت های طبیعی ( رعد و برق و طوفان و باران و ... ) را هدایت می کنند و به همین ترتیب نیروها و قدرت های درونی بشر را از طریق تأثیر قدرت ( ارواح ) تفسیرمی کرد.
این ارواح نیز از جانب خدایان به درون کالبدها حلول می کردند و پدیده ی حیات و زندگی و تحرک و به طور خلاصه آن چه بستگی به زیستن داشت به وجود می آوردند. مفارقت و جدایی از کالبد سبب مرگ و نیستی می گردید، این طرز تلقی و توجیه همان اعتقاد به عالم روح بود که قرون متمادی، تفکر آدمی را به خود انحصار ( اختصاص ) داد. تنها در یک زمان این گونه تفکرات، جنبه منطقی و تا حدودی علمی به خود گرفت و آن نیز در زمان نوابغ یونانی مانند افلاطون و ارسطو بود که با گذشت دوره ی آنها این جهش علمی نیز به زوال گرایید. ( ارفع، 1384، ص8 ) برخی دیگر از مؤلفین از روح به عنوان نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم یاد می کنند که در ابتدا زندگی بشری و فناپذیر داشته و بعداً در زمره ی خدایان درآمده و جاودان گردیده است. ( عظیمی، 1356، ص17 ) با این دیدگاه، انکار روح الهی در انسان علوم انسانی و از جمله علم روانشناسی، به علوم حیوانی و زیستی تنزل می یابد. در این تصویر انسان ها یا حیوانی پیچیده ترند که با توسعه همان علوم حیوانی و زیستی می توان به شناخت قوانین حاکم بر رفتارها و روابطشان نایل آمد و یا هر انسانی، دنیایی جداگانه و منحصر به فرد است که نمی توان با بررسی نمونه یا نمونه هایی از آن و کشف مکانیسم و قوانین حاکم بر هر یک به قانونی فراگیر نسبت به دیگر انسان ها دست یافت. نگاه صرفاً علمی و بر اساس مشاهده و تجربه به انسان و رفتارهای او، روانشناسی و به تبع، انسان شناسی را با بحران مواجه ساخته است. به گفته ماکس شلر « هیچ وقت در عرصه تاریخ انسان آن قدر برای خود مسئله نبوده که امروز هست. علوم تخصصی که پیوسته تعداشان رو به افزایش است و با مسائل انسان سروکار دارند، بیشتر پنهان گر ذات انسان در پرده حجابند. » ( کاسیرر، 1360، صص 47-46 )
ظهور مکاتب روانشناسی، حاصل نگرش های خاص انسانی به ( حقیقت انسان ) بوده است. رفتارگرایان، روانشناسی را به عنوان مطالعه رفتار و فرآیندهای ذهنی قبول ندارند، بلکه ترجیح می دهند آن را به مطالعه رفتارهای قابل مشاهده محدود کنند شناخت گرایان علاقه دارند برداشت های ذهنی ما درباره خاطرات خود، راهبردهای خود برای حل مسائل و حتی پیش داروری های ما درباره خود را مطالعه کنند. ( گنجی، 1375، صص 20-21 ) برخی از روان شناسان مکتب تجزیه و تحلیل روانی را بنیان نهادند و برخی مکتب تداعی گری، برخی مکتب ساخت گرایی و برخی دیگر مکتب کنش گرایی را پایه گذاری کردند. ( نویسندگان، 1369، ص 25 ) بدیهی است، که با وجود تعاریف گوناگون از انسان و اختلاف در منشأ رفتارها و تصمیم های وی، روانشناسی نتوانسته است تصویر معینی از انسان یا تصویرهای مختلفی که قابل جمع با یکدیگر باشند، ارائه دهد. به عنوان مثال کافی است که به سیر تحول تاریخی سطح نگرش علم روانشناسی رشد به « کودک » توجه شود تا اختلاف برداشت ها از نوع نگرش به کودک و نتایج تربیتی ناشی از دیدگاه های مختلف به خوبی مشاهده شود. ( شرفی، 1368، ص 19 )

مفهوم تاریخ

نتایج تربیتی ناشی از دیدگاه های مختلف

کودک به عنوان مینیاتور بزرگسال ( اوج اشرافیت )

گروه سنی مطرح نیست.
جایگاه اختصاصی برای کودکان در نظر گرفته نمی شود
آزاد بودن در دسترسی به جهان بزرگسالان
ناامید بالقوه در رابطه با انتظارات بزرگسالان.

 

کودک به عنوان گناه کار ذاتی ( دوری مسیحیت قرون وسطی )

کنترل رفتار اخلاقی را هر چه سریعتر خواستار شدن.
تأکید بر تنبیه.
وجود فاصله بین کودکان و بزرگسالان.
تأکید بر آموزش و پرورش.

کودک به عنوان یک لوح سفید ( حدود قرن 18 )

تأکید بر تجارب مثبت به جای تنبیه.
تأکید بر آموزش و پرورش.
عدم توجه به تفاوت های فردی یا استعدادهای ذاتی.

کودک به عنوان دارایی و مایملک ( استفاده از نیروی بدنی کودکان در معادن در قرن 19 )

سرنوشت کودک وابسته به اراده و خواست بزرگ خانواده است.
به کودک به خاطر کارش ارزش داده می شود نه برای چیز دیگر.
به رفتارهای معین از جمله انطباق و تأثیرپذیری تأکید می شود.
قوانین برای کار کودک نوشته و تنظیم می شود.

کودک به عنوان فرد در حال رشد ( از روسو به این طرف )

 

تحقیق درباره استعدادهای کودکان و فرآیندهای تغییر آغاز می گردد.
لزوم رعایت تفاوت های فردی به تدریج احساس می شود.
اعتقاد به تفاوت توانایی های جسمانی و اجتماعی و عقلی و عاطفی کودک در مراحل مختلف رشد به وجود می آید.
کودک در بین مجموعه ای از تدابیر مختلف تربیتی جایگاه، خود را باز می یابد.


علاوه بر این علم روانشناسی نقش و تأثیر عوامل مافوق مادی در سرنوشت انسان و پدیده های انسانی را به کلی نفی نموده، از آنها به عنوان نیروهای مرموز و پنهانی یاد می کنند. همچنین هیچ گونه توضیحی درباره مرگ و زندگی پس از مرگ ندارد.
در روانشناسی مبتنی بر پایه ی وحی و برگرفته از تعالیم اهل بیت عصمت و طهارت ( علیه السلام ) به ویژه آموزه های گرانمایه ی امام جعفر صادق ( علیه السلام )، یکی از مهم ترین نشانه های آفریدگار جهان یعنی ( روح و روان ) به عنوان عامل اصلی حیات و آثار حیاتی- مورد تفسیر و بررسی قرار می گیرد. در عین حال هر یافته علمی قطعی در علم روانشناسی نوین نیز مورد پذیرش خواهد بود. قرآن کریم به انسان به صورت یکپارچه و به تمام ابعاد وجودی وی نظر دارد.
در قرآن می خوانیم: « کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْوَاتاً فَأَحْیَاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ‌ » ( بقره/ 28 )
این آیه و سایر آیات مربوط به احیائ و اماته در قرآن کریم ( انعام / 95؛ یونس /56؛ نحل /65 ) به انضمام آیاتی مانند: « إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ‌ » ( یس /82 ) و آیه « إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْ‌ءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ‌ » ( نحل/ 40 ) مسئله حیات و مرگ و آفرینش جهان هستی و حیات و مرگ انسان و سایر موجودات ( جانداران، گیاهان ) را به خداوند استناد می دهد و از آن به عنوان یکی از آیات بزرگ الهی و نشانه های ذات پاک پروردگار یاد می کند. ( طباطبایی، 1372، ج1، ص 141؛ مکارم شیرازی، 1374، ج2، صص 99-96 )
امام جعفر صادق ( علیه السلام ) درباره آفرینش موجودات از جمله انسان و اعضاء و جوارحش در پاسخ سؤال مفضل بن عمر که گفت: سرور من! گروهی چنین می پندارند که این آفرینش از افعال طبیعت است، فرمودند: از آنها سؤال کن که این طبیعت چیست؟ آیا وجودی هست دارای علم و قدرت برای این گونه افعال یا چنین نیست؟ اگر علم و قدرت برای او قائلند چرا وجود خدا را نمی پذیرند چرا که این آفرینش اوست و اگرگمان می کنند که طبیعت، این افعال را بدون علم و اراده انجام می دهد و در عین حال اعمالش کاملاً بر طبق صواب و حکمت است، معلوم می شود این همان فعل آفریدگار حکیمی است و آن چه را آنها طبیعت نام نهاده اند، همان قوانین و سنت های الهی در خلقت اوست که بر طبق اراده اش جریان دارد. ( مجلسی، 1365، ج3، ص 167 )
در قرآن کریم و بیانات اهل بیت عصمت و طهارت ( علیه السلام ) به ویژه امام صادق ( علیه السلام ) شواهد فراوانی وجود دارد، مبنی بر این که روح انسان، موجودی مستقل از بدن و مجرد است و همچنین هویت واقعی انسان را روح او تشکیل می دهد. آیات مربوط به آفرینش انسان پس از بیان مراحل جسمانی آفرینش انسان، از خلقت دیگر و یا دمیدن روح در او سخن به میان آورده است. ( سجده/ 9-6؛ حجر/ 29-28؛ مومنون/14 ) همچنین بقای انسان پس از متلاشی شدن جسم و تداوم زندگی وی در عالم برزخ و به تمام و کمال دریافت شدن آن، نشانه غیر مادی و غیر جسمانی بودن روح است. ( زمر/ 42 ) علامه مجلسی هفده دلیل عقلی و نقلی برای اثبات این مطلب که حقیقت انسان چیزی جز جسم و بدن اوست، اقامه کرده است. ( مجلسی، 1365، ج61، صص 10-6 ) امام جعفر صادق( علیه السلام ) در تفسیر آیه شریفه « فاذا سویته و نفخت من روحی » ( حجر/ 29 ) ضمن بیان تفکیک مراحل آفرینش جسم و روح توسط خداوند متعال، می فرماید: خداوند فرشته ای را مأمور کرد تا در آدم بدمد نه این که از قدرت خداوند چیزی کم شود بلکه روح از قدرت خداوند است. ( مجلسی، 1365، ج61، ص 32 ) امام ( علیه السلام ) دربیان مبسوطی ضمن رد سخنان معتقدان به تناسخ درباره « ارواح » می فرماید: در حالی که بدن پس از مرگ به خاک تبدیل می شود همان طور که از آن آفریده شده، روح افراد نیکوکار در روشنایی و گشایش و روح بدکاران در تنگنا و تاریکی است. ( مجلسی، 1365، ج61، ص 35 ) در حالی که روان شناسان ضمن بیان مراحل رشد انسان، به نیازهای او به ترتیب: بدنی، اجتماعی و فردی اشاره می کنند، بدون آن که به نحوه برخورد و کنترل تظاهرات و رفتارهای ناشی از هر مرحله توجهی کنند. در تعالیم و آموزه های امام جعفر صادق ( علیه السلام ) که برگرفته از کتاب خداست، تمام مراحل رشد مورد توجه قرار گرفته و هشدارهای لازم و راه کارهای مراقبت از هر مرحله ارائه شده است.
به عنوان مثال: امام صادق ( علیه السلام ) ضمن تفسیر « بلوغ اشد » به 18 سالگی و تفسیر « استوی » به روییدن مو در آیه « فلما بلغ اشده و استوی آیتناه حکما و علما »، در زمینه تحولات بدنی، به تغییرات ظاهری که در رخسار و اندام نوجوان پدیدار می گردد اشاره نموده، به مفضل فرمودند: « موقعی که طفل بالغ می شود اگر پسر باشد در صورتش موی می روید و این نشانه جنس مرد است و به علاوه مایه عزت و شخصیت اوست چه به این وسیله از سرحد کودکی و شباهت زنان خارج می شود و اگر دختر باشد، رخسارش همچنان پاک و بدون مو باقی می ماند تا طراوت و جذابیت که عامل محرک مردان و مایه دوام نسل انسان است، دروی محفوظ باشد ». ( مجلسی، 1365، ج2، ص19 )
سپس در خصوص مراقبت های دروه بلوغ و کنترل رفتارهای جنسی با الهام از آیه 58 سوره مبارکه نور « اجازه گرفتن کودکانی که به سن بلوغ نرسیده و به مراحله تمییز خوب از بد هستند در سه نوبت برای ورود به اتاق والدین: قبل از نماز صبح، هنگام استراحت ظهرگاهی و بعد از نماز عشا » می فرمایند: « باید رختخواب کودکان را از سن 10 سالگی چه دختر چه پسر جدا نمود » ( طبرسی، 1392ق، ص 223 ) البته در برخی روایات وارد شده است که در سن 6 سالگی باید رختخواب کودکان را جدا کرد. ( طبرسی؛ 1392ق، ص 223 ) ظاهراً اختلاف روایات ناظر به مراتب اهمیت موضوع است. در روایت دیگر از امام صادق ( علیه السلام ) درباره مراقبت های یاد شده می خوانیم: وقتی دختر به سن 6 سالگی رسید، مرد او را نبوسد و پسر وقتی به سن 7 سالگی رسید، زن او را نبوسد. ( طبرسی، 1392ق، ص 115 )
از روایات یاد شده پیداست که امام صادق ( علیه السلام ) والدین را به مراقبت از رفتارهای جسمی کودکان و بلوغ زودرس توجه داده و هشدار داده اند که والدین مراقب باشند فرزندانشان در اثر عدم توازن بلوغ جنسی و بلوغ عقلی به انحراف کشیده نشوند. همچنین در مکتب تربیتی امام صادق ( علیه السلام ) به همه نیازهای کودک در هریک از مراحل رشد وی از جمله نیاز کودک به بازی، آموزش توجه شده است. فرزند خود را 7 سال رها کن تا بازی کند و 7 سال دوم به تادیب او بپرداز و 7 سال سوم تحت مراقبتش بدار ( حرعاملی، 1365، ج15، ص124 ) تدریجی بودن آموزش مذهبی و زمینه سازی به منظور آشنایی و عمل به تکالیف دینی نیز در مکتب تربیتی امام صادق ( علیه السلام ) مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. وقتی کودک به سن 3 سالگی رسید به وی امر کن 7 بار « لا اله الا الله » بگوید در این وقت کودک را به حال خود واگذار تا به سن 3 سال و 7 ماه و 20 روز برسد. در چنین مرحله ای باید به او تعلیم نمود که 7 بار بگوید محمد رسول الله » و تا 4 سالگی باید او را واگذاشت پس از آن به او بگو که 7 مرتبه « صلی الله علیه و اله » را تکرار کند و تا 5 سالگی باید درنگ نمود و در این وقت اگر کودک راست و چپ خود را تشخیص داد او را در برابر قبله قرار داده و به او سجده را بیاموزد، در 6 سالگی به وی بگو که نماز بخواند و بالاخره رکوع و سجود و مراتب دیگر نماز را به وی تعلیم ده، وقتی 7 سال او تمام شد، به او بگو دست و صورت خود را بشوید و زمینه را برای گرفتن وضو آماده ساز و پس از شستن دست و صورت و فرا گرفتن وضو به او بگو نماز بخواند. سپس باید کودک را به حال خود واگذاشت تا 9 سال او تمام شود، در اینوقت وضو گرفتن صحیح را به او بیاموز، اگر تخلف کرد او را تنبیه کن و او را وادار تا نماز بخواند. وقتی کودک وضو ساختن و نماز خواندن را کاملاً فرا گرفت، خداوند پدر و مادر او را مشمول رحمت خویش قرار خواهد داد. ( طبرسی، 1392ق، ص 222 )
چنان که پیداست در مکتب سعادت بخش امام صادق ( علیه السلام ) به مراحل رشد و تحول شخصیت انسان اهمیت زیادی داده شده و رشد جسمی همراه با رشد روحی، روانی و مذهبی مورد توجه قرار گرفته است. ایشان با توجه به سخن جدشان امیرالمومنین امام علی ( علیه السلام ) که فرمودند: « انما قلب الحدث کالارض الخالیه ما القی فیها من شیئی قبلته » ( رضی، 1365، ص 563 ) به نقس تعلیمان قرآنی و آموزش های صحیح مذهبی در بیداری احساسات و ارزش های معنوی نوجوانان و جوانان اشاره نموده، می فرمایند: « من قرا القرآن و هو شاب مومن اختلط القرآن بلحمه و دمه » ( حرعاملی، 1403ق، ج2، ص 140 ) انسان به تدریج مراحل رشد خود را طی می کند از کودکی تا نوجوانی و بلوغ که در روانشناسی نقطه عطف آدمی به شمار می رود. امیال، گرایش ها و غرایز گوناگونی انسان را همراهی می کند. از امیال جنسی گرفته تا میل به غذا و دیگر امور جسمانی تا میل به محبت، تشویق، شخصیت و استقلال طلبی و جاودانگی. امیال هر کدام انسان را به سویی فرا می خواند و غالباً میان آنها تعارض و ناسازگاری به وجود می آید. آن طور که روان شناسان گفته اند در چنین شرایطی انسان ها به دنبال میلی می روند که به مرحله هیجان رسیده باشد یا در اثر تکرار اشباع آن، به صورت عادت درآمده باشد یا در اثر تبلیغات فراوان توجه فرد به آن جلب شده باشد و نسبت به سایر میل ها نوعی غفلت و بی توجهی یا کم اهمیتی پدید آورده باشد. ( نویسندگان، 1377، ص 115 )
در مطالعات روانشناسی بر اساس مکتب علمی امام صادق ( علیه السلام ) این نتیجه حاصل می شود، که معیارهای یاد شده توسط روان شناسان در مورد انسان های منفعل مصداق می یابد، اما در خصوص انسان های فعال معیارهای ترجیح متفاوت است. امیال در نظر آنان تنها نقش ابزاری دارند. امیال و غرایز در خدمت انسان هستند تا زمینه رشد و تکامل وی را با اراده و آگاهی فراهم نمایند. پاسخ مثبت دادن به هر نوع خواهش نفسانی و تثبیت شخصیت در مرحله نیازهای بدنی، موجب تباهی شخصیت فردی و مانع تکامل انسان می گردد.
امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند: « لا تدع النفس و هواها فان هواها ( فی ) رداها و ترک النفس و ما تهوی اذاها و کف النفس عما تهوی دواها »(2) ( کلینی، 1391ق، ج2، ص 336 ) در قرآن کریم نیز به امیال و خواهش های نفسانی به چشم ابزاری توجه شده و به عنوان کالای کم ارزش دنیوی در نظر گرفته شده است: « زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیوه الدنیا و الله عنده حسن المآب ». ( آل عمران/ 14 )
جلوه ای از نفس انسان که به نفس اماره موسوم است، پیوسته آدمی را به ارتکاب کارهای ناشایست فرمان می دهد « و ما ابری نفسی ان النفس الاماره السوء الا ما رحم ربی ان ربی غفور رحیم » ( یوسف/ 53 ) پاسخ به هر یک از خواهش های نفسانی و گزینش یکی از آنها به هنگام تعارض با یکدیگر یا چشم پوشی از آنها به هنگام مواجه شدن با فضایل اخلاقی، اجتماعی و معنوی که سعادت و تکامل انسان در گروه آنها است ( مانند ایثار، فداکاری و شهادت در راه خدا ) به اندازه ای دشوار است که امام صادق ( علیه السلام ) به اصحاب و شیعیان خود آموخته اند خود را پیوسته از خواهش های نفسانی در پناه خدا قرار دهند: « اذا فرغت من صلاتک فقل: اللهم ... اسالک ان تعصمنی من معاصیک و لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا ما احییتنی لا اقل من ذلک و لا اکثر ان النفس لاماره بالسوء الا ما رحمت یا ارحم الراحمین » ( کلینی، 1391ق، ج3، ص 345 ) در حالی که روان شناسان ( چنان که پیش تر گفته شد ) معیار مطالعات و تحقیقات خود را، شواهد تجربی و مشاهدات رفتاری می دانند، در مطالعات روانشناسی بر اساس تعالیم امام صادق ( علیه السلام ) نیت، اخلاص و قصد و انگیزه الهی در پاکیزگی نهاد و جهت دهی اعمال و رفتار آمی نقش دارد.
امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید: « نیت برتر از عمل است بدانید که نیت همان عمل است. سپس آیه ی « قل کل یعملا علی شاکلته » را قرائت کرد و فرمود: یعنی بر پایه نیت خود. » ( حرعاملی، 1412ق، ج1، ص 36 )
نقش نیت در سعادت و شقاوت انسان به اندازه ای دارای اهمیت است که در کلام امام صادق ( علیه السلام ) نیت پاک، عامل جاودانگی بهشتیان در بهشت و نیت ناپاک، عامل خلود جهنمیان در جهنم دانسته شده است:
« دوزخیان در حقیقت به آن سبب در آتش جاویدان می شوند که نیت آنها در دنیا این بوده که اگر در آن جاویدان باشند برای همیشه خدا را نافرمانی کنند و بهشتیان در حقیقت به آن سبب در بهشت جاویدان می مانند که نیت آنها در دنیا این بوده که اگر در آن باقی بمانند برای ابد خدا را اطاعت کنند. پس جاودانگی هر دو گروه به سبب نیت ها است. حضرت سپس آیه ی « قل کل یعمل عمل شاکلته » را تلاوت کرد و فرمود: یعنی بر پایه نیت خود. » ( کلینی، 1391ق، ج2، ص 85 ) از امام صادق ( علیه السلام ) درباره علت برتر بودن نیت انسان مؤمن از عملش سؤال شد، ایشان فرمودند: چون عمل گاه ممکن است برای ریا و خودنمایی به مخلوقین صورت گیرد اما نیت به طور خالص از آن پروردگار جهانیان است. بنابراین خدا متعال برای نیت آن عطا می کند که برای عمل عطا نمی کند. ( محمدی ری شهری، 1381، ج13، حدیث 6576 ) از نظر امام صادق ( علیه السلام ) عبادت و پرستش خداوند چیزی جز نیت خالص و پاک داشتن در عبادت نیست. « از امام ( علیه السلام ) سؤال شد: اندازه عبادتی که چون کسی انجام دهد وظیفه خود را انجام داده است، چیست؟ حضرت فرمود: حسن نیت داشتن در طاعت » ( کلینی، 1363، ج2، ص 85 )
نیت راست و درست، نشانه قلب پاک و سالم است: « کسی که نیت صادق داشته باشد دل سالم و پاک دارد: زیرا سالم داشتن دل از وسوسه های شیطانی به سبب خالص گردانیدن نیت در همه کارها برای خداوند است. » ( مجلسی، 1365، ج70، ص 210 ) از نظر امام صادق ( علیه السلام ) نیت خوب در افزایش رزق و روزی و نیت بد در کاهش و محرومیت رزق تأثیردارد: « من حسنت نیته زاد الله فی رزقه » ( محمدی ری شهری، 1381، ج13، حدیث 6580 ) « ان المومن لینوی الذنب فیحرم رزقه » ( مجلسی، 1365، ج71، ص 247 ) امام صادق ( علیه السلام ) درباره نیت، سخن دیگری دارند که در آن به نقش نیت در انجام کارها و توفیق در امور اشاره می فرمایند: « ما ضعف بدن عما قویت علیه النیه » ( محمدی ری شهری، 1381، ج13، حدیث 6560 ) نیت در حدیث یاد شده یا به معنای اراده و انگیزه است یا به معنای قصد الهی در انجام کارها یا معنایی جامع هر دو که در این صورت نشان می دهد امام ( علیه السلام ) هم به آن بخش از مسائل روحی- روانی انسان که آثار مشهود دارد، توجه داشته و هم بعدی از شخصیت انسان که برای روان شناسان ناشناخته مانده یا حداقل به آن توجهی نشان نمی دهند، مورد نظر قررا داده اند. نیت و اخلاص در آن و جلب رضایت الهی که با هیچ یک از ابزار آزمایشگاهی قابل مشاهده و اندازه گیری نیست، به اندازه ای اهمیت دارد که عمل انجام نشده در صورت آرزوی انجامش، در نظر خداوند انجام شده تلقی می شود. امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند: بنده مؤمن فقر می گوید: پروردگارا به من ( مال و ثروت ) روزی کن تا فلان احسان و به همان کار خیر را انجام دهم، پس اگر خداوند عزوجل بداند که این سخن را از صدق نیت می گوید، همان اجر و پاداشی را برای او می نویسد که اگر آن کارهای خیر را انجام می داد برایش می نوشت، خداوند گشاینده و بخشنده است. ( کلینی، 1363، ج2، ص 85 )

نتیجه گیری

در حالی که روان شناسان اساس مطالعات خود را پیرامون انسان بر پایه ی مشاهده و رفتار بنیان نهادند و بر همین اساس رفتار آدمیان را مورد مطالعه قرار داده اند و به انکار روح و آثار آن می پردازند، در مکتب علمی امام صادق ( علیه السلام ) به همه ابعاد وجودی انسان اعم از جسم و روح، نیازها و تمایلات فردی، اجتماعی، شخصیتی و معنوی وی مورد توجه بوده، نقش اثرگذار عوامل مافوق مادی همچنین نیت و انگیزه الهی در موفقیت انسان در نظرگرفته شده است.

پی نوشت ها :

1- استادیار دانشگاه آزاد اسلامی، واحد کرج Dr. Tavanaie @ Gmail. com.
2- ترجمه: نفس را با هوس هایش رها مکن که هوای نفس موجب هلاکت آن می گردد واگذاشتن نفس با هوسش مایه ی درد و رنج آن است و بازداشتن نفس از هوا و هوسش باعث درمان آن می باشد.

منابع :
قرآن کریم.
نهج البلاغه
اتکینسون، رتیال و دیگران( 1371 )، زمینه روانشناسی، تهران: انتشارات رشد.
ارفع، سید مصطفی ( 1384 )، بیماری های اعصاب و روان، شیراز: انتشارات نوید.
جمعی از نویسندگان ( 1369 )، مکتب های روانشناسی و نقد آن، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، تهران: سمت.
جمعی از نویسندگان( 1377 )، انسان شناسی، چاپ دوم، تهران: انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی ( رحمة الله ).
حسینی، ابوالقاسم ( 1364 )، بررسی مقدماتی اصول روانشناسی اسلامی، مشهد: آستان قدس رضوی.
راتوس، اسپنسر ( 1375 )، روانشناسی عمومی، ترجمه حمزه گنجی، تهران: مؤسسه نشر ویرایش.
شرفی، محمد رضا ( 1368 )، مراحل رشد و تحول انسان، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
شیخ حرعاملی، محمد بن حسن ( 1412ق )، وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه، قم: مؤسسه آل البیت ( علیه السلام ).
طباطبایی، محمد حسین ( 1372 )، المیزان فی التفسیر القرآن، تهران: انتشارات دار الکتب الاسلامیه.
طبرسی، حسن ( 1392ق )، مکارم الاخلاق، چاپ ششم، قم: منشورات شریف رضی.
عظیمی، سیروس ( 1356 )، اصول روانشناسی عمومی، تهران: دانشگاه تهران.
کاسیرر، ارنست ( 1360 )، فلسفه و فرهنگ، ترجمه بزرگ نادرزاده، تهران: مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
کلینی، محمد بن یعقوب ( 1391ق )، الکافی، تهران: انتشارات دار الکتب الاسلامیه.
مجلسی، محمد باقر ( 1365 )، بحار الانوار، تهران: دار الکتب الاسلامیه.
محمدی ری شهری، محمد ( 1381 )، منتخب میزان الحکمه، قم: انتشارات دار الحدیث.
مکارم شیرازی، ناصر ( 1374 )، پیام قرآن، جلد 2، قم: انتشارات نسل جوان.

منبع مقاله :
پاکتچی، احمد؛ (1391)، مبانی و روش اندیشه ی امام صادق (ع)، تهران: دانشگاه امام صادق (ع)، چاپ اول



 


نوع مطلب : احادیث و سخنان گهربار، كتابخانه، مقالات، امام جعفر صادق علیه السلام، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 بهمن 1395 04:31 ب.ظ
سلام دوست عزیز
درباره ی کسب درآمد از اینترنت چه اطلاعاتی داری ؟
من برای تو پیشنهادات و آموزش هایی دارم که تو رو به درآمد میلیونی می رسونه
برای مشاهده پیشنهادات به سایت زیر مراجعه کن:
jobstarter.ir

سوالی هم اگه بود می تونی از راه های ارتباطی زیر بپرسی:
تلفن:02166150185
تلگرام:09031642062
یکشنبه 19 دی 1395 12:20 ب.ظ
تخفیف ویژه 10 هزار تومنی ریحون!
غذا رو سفارش بدید و 10 هزار تومن تخفیف بگیرید!
برای هر کسی که از لینک شما کد تخفیف رو بگیره هم 10 هزار تومن به حساب شما افزوده میشه!
برای گرفتن تخفیف 10 هزار تومنی مراحل زیر رو انجام بدید:
اول لینک رو باز کنید و کد تخفیف رو کپی یا یادداشت کنید
بعدش برید به صفحه اصلی سایت ریحون reyhoon.com و نرم افزار رو دریافت کنید (با گوشی برید و باید برنامه بازار رو داشته باشید)
بعد از نصب نرم افزار ثبت نام کنید (20 ثانیه طول میکشه نهایت!)
موقع سفارش غذا کد تخفیف رو بزنید تا 10 هزار تومن از هزینه غذا کم بشه
مثلا 20 هزار تومن غذا سفارش بدید فقط 10هزار تومن پرداخت میکنید
سوالی داشتید ایمیل بزنید
موفق باشی!

چهارشنبه 15 دی 1395 07:17 ب.ظ
سلام
دوست عزیزم وبلاگ زیبایی داری و میخوام ی چیز رو بهت توصیه کنم پس حتما بخون
خیلی از وقت ها دوست داشته اید شخص و یا همسر خود را عاشق خود نمایید. عاشق شدن به تمام معنا، طوری که هیچ کسی را به اندازه شما دوست نداشته باشد شما را کامل قبول داشته باشد و یا می خواهید دل کسی را بدست بیاورید و در این راه همیشه با شکست مواجه شده اید.
دوستان و یا اطرافیان شما به راحتی دل دیگران را بدست می آورند راحت همه عاشقشان می شوند ولی شما با وجود موقعیت بهتری که دارید موفق نمی شود! چرا ؟
آرزوی داشته اید که شماهم شخص مورد علاقه خود را مثل دیگران در کمترین زمان شیفته و عاشق خود نمایید اما ... چرا؟
کتاب چگونه دیگران را عاشق کنیم رو من برای اولین بار خوندم و اولین کتابی بود که کامل خوندم واقعا فوق العاده است اگه میخوای کسی رو عاشق خودت کنی این کتاب رو حتما بخون
لینک دانلود:
http://aymarket.ir/book/?p=261
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
امکانات جانبی